متن روضه و نوحه حضرت ام کلثوم از مداحان معروف + بهترین اشعار
حضرت ام کلثوم فرزند امیر المومنین و حضرت فاطمه (س) می باشند و در دامان پاک این دو پرورش پیدا کرده اند و یکی بافضیلت ترین زنان در بین مسلمانان شناخته می شوند. تولد و پرورش این بانوی عزیز در خاندان اهل بیت منجر شد تا این بانوی بزرگ هم همانند سایر اهل بیت دیگر نیز در صفات مهمی همچون: دین داری، نجابت و ایمان به خداوند بزرگ از جایگاه ویژه و ارزشمندی در بین بانوان برخودار باشند. امروز ما در آلامتو پستی را به این بانوی بزرگ تحت عنوان متن روضه و نوحه حضرت ام کلثوم از مداحان معروف + بهترین اشعار اختصاص داده ایم و امیدواریم که این پست مورد توجه شما قرار بگیرد.
همچنین بخوانید: ذکر ایام هفته برای حاجت
متن روضه حضرت ام کلثوم از مداحان معروف
نَحنُ النّائِحات عَلى اَخینا
نَحنُ الباکیات عَلى اَبینا
نَحنُ السّائرات عَلَى المَطایا
نحنُ الصّابرات عَلَى البلایا*
آروم آروم، خانوم، امکلثوم
روضهخونه واسه شاه مظلوم۲
تُو غربت مدینه، ذکر لبش همینه
ای بیکفن حسینم، دور از وطن حسینم
گریه میکنه چه گریههایی
میسوزه از این غم جدایی
برپا میکنه چه کربلایی
ناله میزنه: حسین کجایی
تا جون داره، چشماش خون میباره
واسه عباس، اکبر یا شیرخواره۲
بانوی قدخمیده، با قلب داغدیده
میگه غریب حسینم، شیبالخضیب حسینم
دیده کوچهی پُر ازدحامو
دیده روضهی سهتا امامو
دیده کربلا، کو
////////////
چه خوب آموختی تحت لوای مادرت باشی
تمام عمر زیرِ سایۀ تاج سرت باشی
صدف باشی و بیاندازه فکر گوهرت باشی
خودت میخواستی تحتالشعاع خواهرت باشی
نوشتی در کتابِ فاطمیون خط به خط زینب
قدم برداشتی گفتی فقط زینب فقط زینب
مدینه از حسن هم یک نفر مظلومتر دارد
همان خواهر که از حالِ دل خواهر خبر دارد
فدایِ اُم کلثومی که فرمان از پدر دارد
که جای خویش زینب را همیشه در نظر دارد
برای یاری زهرا، دو دم را مرتضی آورد
علی میخواست تا زینب دوتا باشد، تو را آورد
قسم بر غربت تاریخ؛ این ترفند ممکن نیست
دروغ محضشان کافیست؛ این پیوند ممکن نیست
علی باشد به این وصلت رضایتمند؟ ممکن نیست
به تیغ خشمگین مرتضی سوگند؛ ممکن نیست
فلانی را بگو شهر نبی دروازهای دارد
نمیداند مگر که هر کسی اندازهای دارد
در این مکتب که حفظ شأن کعبه میشود لازم
تویی کعبه، که گرد تو جوانان بنیهاشم
برادرزادههایت از ادب پیش تو چون خادم
حجابت قامت اکبر، رکابت زانوی قاسم
چنان عباس، جانت از وفاداری لبالب بود
که بعد از کربلا کارت علمداری زینب بود
همه جا پا به پای بی بی زینب بود .. (سال ها پای روضه گریه کردی ..) کمک حالِ زینب بود .. گاهی وقتا این بچه ها رو ام کلثوم می گرفت آرام میکرد.. یه جا اونجا بود که عمۀ سادات رسید بالای گودال .. یه جا اونجا بود که نامرد چوب خیزران رو برداشت .. دیدن خانم بلند شد .. ان شالله سرداب خانم تو قبرستان باب الصَغیر دمشق برا خانم گریه کنیم .. اجازه بدید چند بیت روضه بخوانم .. خطاب به خانم ام کلثوم بگم بی بی جان :
شنیدم ساربان نامهربانی کرده با سرها
سوار ناقه خواهرها، سوار نی برادرها
چهل منزل شدی سنگ صبور داغ مادرها
چهل منزل کشیدی خار از پای کبوترها
گمانم خوب فهمیدی پریشانی زینب را
که بستی با سکینه زخم پیشانی زینب را
بمیرم، در شلوغیهای شام آنچه نباید، شد
خودت دیدی که راه کاروان یک مرتبه سد شد
همینجا بود که حال عروس مادرت بد شد
نه… از دروازۀ ساعات باید زودتر رد شد
رباب آنجا که دائم آه حسرت میکشد اینجاست
و جایی که ابوفاضل خجالت میکشد اینجاست
زینبُ دستای بسته
زینبُ سرِ شکسته
زینبُ یه مشت حرامی
زینبُ مردای شامی ..
حسین .. وای ..
خنده بر پارهگریبانیمان میکردند
خنده بر بیسر و سامانیمان میکردند
پشت دروازۀ ساعات معطل بودیم
خوب آمادۀ مهمانیمان میکردند
از سر کوچۀ بیعاطفه تا ویرانه
سنگ را راهی پیشانیمان میکردند
هرچه ما آیه و قرآن و دعا میخواندیم
بیشتر شک به مسلمانیمان میکردند
شرم دارم که بگویم به چه شکلی ما را
وارد بزم طربخوانیمان میکردند
همیشه خاطرۀ بد تو ذهن آدم میمونه ..
بدترین خاطره آن بود که در آن مدت
مردم روم نگهبانیمان میکردند
هیچ جا امنتر از نیزۀ عباس نبود
تا نظر بر دلِ حیرانیمان میکردند
////////////
السلام علیکِ یا بنتِ امیرالمومنین، یا اُم کلثوم ..
آن بانویم که دارم لطف و عطا ز داور
ناموسِ کبربایم، نورِ دلِ پیمبر
هم دخترِ امامم، هم یادگارِ عصمت
یعنی برایِ زهرا آیینه دارِ عصمت
از کودکی هماره هم دم به مجتبایم
آگاه از تمام اسرارِ کربلایم
مانندِ خواهرِ خود غرق نوائب(مصیبت ها) من
اُم المصائب است او اُخت المصائبم من
با هر مصیبتی که دیدهست زینبِ من
یک عمر آشنا بود هر روز و هر شبِ من
چون خواهرم عقیله هستم زِ غم لبالب
در هر غم و بلایی بودم کنارِ زینب
از خاطراتِ عمرم خواهم اگر بگویم
جز ماجرایِ گودال چیزی دِگر نگویم
هر بار زینب آمد از خیمهگاه بیرون
دنبال او دویدم تا قتلگاه بیرون
همراهِ خواهرِ خود در اوج آن بَلیّه
من بودن و سکینه بر تل زینبیه
تا واژگون شد از اسب آقایِ ما به مَقتل
خَدِّ التَّریب گردید مولای ما به مقتل
دیدم که برقِ شمشیر دور و برِ حسینم
انبود شد برایِ ذبحِ سر حسینم
وجه خدا به گودال با کَلب شد مقابل
شیب الخضیب افتاد ناگاه دستِ قاتل
خنجر زِ کین کشید و خنجر نمیبریدُ
خواهر به چشم دید و فریاد میکشیدُ
قاتل به پیشِ خواهر هم پیشِ چشم مادر
تا جسم پشت و رو شد بنشست رویِ پیکر
چون خواست رأس او با جور و جفا بِبُرد
تا با دوازده ضرب ، سر از قفا ببرد
خون خدا زِ رگ ها تا که به جوش آمد
فرمود یا «بُنّی» آه ای غریبِ مادر
کشتند و از تنت رفت پیراهنت به غارت
ای زینبم به تن کن پیراهنِ اسارت
رأسم رَوَد به نیزه، همراهِ اهل بیتم
تا بشنوم زِ نزدیک خود آه اهل بیتم
دور از دو چشم عباس بیند حرم اسیری
ای وای از کنیزی .. ای وای از حقیری ..
عباس من کجایی؟! برخیز غیرت الله
در مجلسِ شراب است در حصر عصمت الله
آری .. دردهای ام الکثوم هم همان دردهای زینب بود .. بمیرم برات خانم
////////////
مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست
پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست
از کرامات فراوان تو خوبان ماتند
این همه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست
باید ادیان پی اوصاف تو تحقیق کنند
گفتن از شخصیتت وسع مسلمان ها نیست
عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای
احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست
شعر اگر بهر تو کم گفته شده خرده مگیر
سیر اوصاف تو در قدرت عَمّان ها نیست
نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو
گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست
شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد
مثل تو هیچ کسی فاتح میدان ها نیست
خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد
مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست
ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است
حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست
////////////
همچنین بخوانید: متن حدیث کسا برای حاجت
متن نوحه حضرت ام کلثوم از مداحان معروف
گل حیدر من ام کلثومم
در این دنیا غریب و مظلومم
به لبهایم دگر ذکر شهادتین دارم
هوای دیدن قبر تو یا حسین دارم
حسین جانمحسین جانم
حسین مظلومم
خودم دیدمسر تو را بر نی
به تشت زرمیان بزم می
الهی خواهر تو بعد کربلا میمرد
نمی دیدم به آن لب چوب خیزران میخورد
حسین جانمحسین جانم
حسین مظلومم
رقیه اتبه من نشان می داد
سر عباسز روی نی افتاد
هنوز از علقمه آید شمیم عطر یاس
عدو که زد مرا گفتم کجایی ای عباس
حسین جانمحسین جانم
حسین مظلومم
////////////
ای مــقـــامت فـراتـر از مــریــم ای شکــوهـت رسـاتــر از حــــوّا
ام کــلــثــوم ! خــواهـــر زیــنــب عــصــمــت الله دوم زهـــــــــــرا
پیـش پایـت تــمام حـــور و ملـک در رکـــــوع و سـجــــود افتـــاده
نـســل بــرتـر ز خــانــوادۀ نــور! دخـت مــــولا و فـــاطـــمــه زاده
ای حـجـابـت فــرشـتــه را چــادر حــوریـان در طـواف مـعـجـر تو
آن قـــدر نـــاز داری ای بــانـــو! بـال جـبـریــل فــرش مـعــبـر تـو
از نـفـسـهایت ای نسـیـم بـهـشـت! بــوی عــطــر و گــلاب می آیـــد
الـتـمــاس دعـای نـیــمــه شــبــان ســوی تـو مــسـتــجـاب مــی آیــد
تو کـجــا و تــبــار نـاپـاکـان….!؟ تـو مــلـیـکـه ز عــالـم مـلـکــوت!
تـو بـهـشـتــی چـه نـسـبـتـی داری به کویــر و به دوزخ و برهـوت؟
قرص خورشید و زمهیر سیاه…!؟ جمع ایـمـان و کـفـر ممکن نیـست
هرکـــه ایــن قصـه را کنـد بــاور به خدا شیـعـه نیست مـؤمن نیست
انــتــهـای عـــروج جــبــرائـــیــل اولــیــن پـــلـــۀ مــــقــــام شـــمــا
کـــربــلا زنـده مــانـــده امــا، بــا خــطــبــۀ زیـنـب و کـــلام شــمــا
مـثــل زیـنـب غــروب عــاشــورا داغـــــــدار بــــــرادرت بـــــودی
آمــــــدی در حـــوالـــی گــــودال و کــمــک حــال مـــادرت بـودی
دست سنگـیــن عـصـر عــاشــورا روی مـــاه تو را کــبـود، نــمــود
آن طـرف زیـنـبــی که بـود سـپـر این طـرف تـو مـیـان آتـش و دود
مـثـل زینب مـیــان بــزم شـــراب تکــیـــه گـــاه یــتــیــم اربـابــــــی
کـربـلا؛ کوفـه؛ شـام؛ کرب و بـلا تـا مـدیــنـه چـو مـاه، مــی تــابــی
زیـنـب و تــو؛ مـکـمــل عـشـقـیــد تو درخشـنده؛ زیـنب المـاس است
ادبـــت در مـقــابـــــل خـــواهــــر در مثل، چون حسین و عباس است
////////////
السّلام علیکِ یا
بنت الزّهرا امّ کُلثوم
ای که قَدر و مَنزلتت
در اندیشه ها نامفهوم
زینبِ دومِ حیدری
آیه ی چارُمِ کوثری
کربلاکردی باخطبه هات
محشری؛محشری؛محشری
یا ام کلثوم دریای معرفت
یا ام کلثوم ژَرفای مَنقَبت
تیغ بیانت روح سوره ی رَعد
یا ام کلثوم تفسیر زُلزِلَت
همسر عُون بن جعفر
همسنگر مُخَدّرات
ازدواجِ نور و ظلمت؟؟؟!!!
هَیهاتَ هَیهاتَ هَیهات!
استوار در رکابِ امام
تکیه گاهِ زنان خیام
عابِده عالِمه عارِفه
اَلسّلام؛ السلام؛ السلام
یا ام کلثوم ای غمخوار حسین
یا ام کلثوم روضه دار حسین
بعد اباالفضل وَ بعد زینبی
یا ام کلثوم پرچمدار حسین
////////////
همه جا غرق ماتم همه در غصه و غم
شیعه از داغ کلثوم ریزد اشک دمادم
آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
دختر پاک زهرا گشته راحت ز غمها
دخت حیدربرفته از جهان سوی عقبا
آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
دیده او کربلا را رنج و درد و محنها
بر زمین دیده کلثوم پیکر اربااربا
آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
روی دست برادر دیده ششماهه اصغر گشته قنداقه خونین گشته ببریده حنجر آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
کربلا همچوزینب غربتش گشته احساس لحظه ای که زکینه شدجدا دست عباس آنکه بوده چون زینب مظلوم
رفته از دنیا ام کلثوم
دیده باخنجرش شمر روی سینه نشسته زین
////////////
زینب صُغراست او؟ یا مادر کلثوم بوده؟
یا خطوط درهم تاریخ نامفهوم بوده؟
کِی به دنیا آمده؟ کی رفته؟ کی همسر گزیده؟
در کدامین خاک مدفون است؟ نامعلوم بوده!
«مجلسی» فرموده: در بازار کوفه خطبه خوانده
«شیخ طوسی» گفته: پیش از کربلا مرحوم بوده!
«مامَقانی» چیزهایی گفته، «شهرآشوب» چیزی
در کتاب «طبرِسی» چیزی دگر مرقوم بوده
از چه دورانی سخن میگویی ای تاریخ! وقتی،
جعل و تحریف و سندسوزی در آن مرسوم بوده…
از چه دورانی سخن میگویی ای تاریخ! وقتی،
تالی قرآن او شمشیر بر حلقوم بوده
از چه دورانی سخن میگویی ای تاریخ! وقتی،
هر کجایش را که میبینی علی مظلوم بوده
شیون هیهات مِنّا الذلّه میآید به گوشم
سرنوشت
////////////
همچنین بخوانید: دعا برای 100 درصد حاجت گرفتن
بهترین اشعار برای حضرت ام کلثوم از مداحان معروف
چونخواهرخویشهستزهراست
قرآن علی به دست زهرا
مظلومه و دختر دو مظلوم
مشهور به نام ام کلثوم
ریحانه مادر ولایت
همسنگر خواهر ولایت
توحید ز منطق تو پیروز
هفتادو دو داغ دیده یک روز
عصمت ز تو اعتبار دارد
زینب به تو افتخار دارد
در درق حیا در حسینی
حقا که تفاخر حسینی
تو مادر عرش در زمینی
تو دخت امیر مومنینی
مظلوم و دختر دو مظلوم
مشهور به نام ام کلثوم
////////////
مثل اقیانوس آروم
غربت از اسمت معلوم
ای خانوم
جان حسین مظلوم
مولاتی ام کلثوم
ای خانوم
عصمت کبری سومین زهرا
السلام علیک یا زینب صغری
از بنی هاشم به بنات پیغمبر
رسیده ارثیه شجاعت حیدر
کربلا تا کوفه کوفه تا شامات
زینب عباس شد و تو هم علی اکبر
مولاتی ام کلثوم …
عالمه به ذاتی
عمه جان ساداتی
مولاتی مولاتی
مستجاب الدعواتی
قهرمان شاماتی
مولاتی مولاتی
خطبه غراء نبض عاشورا
السلام علیک یا زینب صغری
مولاتی ام کلثوم
////////////
نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن
دختر دومی ِحضرت حیدر بودن
صدق الله العلی نام پدربود و چنین
آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن
ام کلثوم شدن اینهمه مظلوم شدن
شاهد میخ، چهل مرد،لگد، در بودن
شاهد میخ،چهل مرد،لگد،در،فریاد
بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن
جزو آموختگان وصیت نامه ی او
جزو تشییع کنان تن مادر بودن
پشت تابوت به همراه حسین و زینب
جزو آن چندنفر در شب آخر بودن
درشب قدر به نوعی و به شکلی شب تشت
ام کلثوم…بگو زینب دیگر بودن
دختر فاطمه و عمه ی طفلان اما
عزتش این بشود:خواهر خواهر بودن
می کند خم کمرش را همه ی عمر فقط
لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن
می کند خم کمرش را به خدا درآنی
روی تل گریه کنان محو برادر بودن
چکمه ای آمد از آن سو وازاین سو شد باب
در هیاهوی حرم دست به معجر بودن
دست ما و عنایتت بانو
جان فدای شهامتت بانو
تو بزرگی و ما گدا خانوم
السلام علیکِ یا کلثوم
////////////
از اول که مهرگدایی به ماخورد
گذار دل ما به این کوچه ها خورد
سرهرکه بر خاک پای شما خورد
به تعبیر بهتر به عرش خدا خورد
تو و من همیشه امامیم و ماموم
دخیلم دخیل تو یا ام کلثوم
خدا ریخته در تو لیلا شدن را
تجلای انا فتحنا شدن را
وجود علی نفس زهرا شدن را
و در عین زن بودن آقا شدن را
پر چادر تو نماد وقار است
زبانت برنده تر از ذوالفقارست
سر سفره ی نان و شیرت علی بود
نمک گیر خیر کثیرت علی بود
اسیرش تو بودی اسیرت علی بود
مجیرش تو بودی مجیرت علی بود
تو ماهی! به شب احتیاجت دروغ است
و با کافران ازدواجت دروغ است
بخوان خطبه ای تا مسلمان بسازی
ابوذر بسازی و سلمان بسازی
به وقتش ازآتش گلستان بسازی
ز تو برمیاید که طوفان بسازی
سخن گفتی و ما به جایی رسیدیم
به اندیشه ی کربلایی رسیدیم
غم از روزگارتو آخر چه میخواست؟
دلت را که سوزاند دیگر چه میخواست
فراغ برادر ز خواهر چه میخواست
دل سنگ یک خنجر از سر چه میخواست
چه دیدی زمانیکه گودال رفتی
که یک دفعه اینجور از حال رفتی
سری ذبح شد معجری رفت غارت
النگوی خرید بکلینک هر دختری رفت غارت
عبایی و انگشتری رفت غارت
و پوشیه خواهری رفت غارت
پر و بال پروانه ها چیده میشد
لباس تن شاه دزدیده میشد
حرم امنیت داشت اما به هم ریخت
سر حمله ی بی حیاها به هم ریخت
عقیله زمین خورد و دنیا به هم ریخت
غرور تو با ضربه ی پا به هم ریخت
هزاران مغیره و هشتاد زهرا
دوباره لگد،داد و فریاد،زهرا
به بازار رفتی و بازار پر بود
بمیرم برایت خریدار پر بود
دراطرافتان مردم آزار پر بود
نگاه حرامی اغیار پر بود
اگرچه شکستی و دیگر خمیدی
تو هم غیر زیبایی اصلا ندیدی
////////////
همچنین بخوانید: متن روضه و نوحه ام البنین برای حضرت عباس
سخن آخر
امیدواریم مجموعه ی امروز ما در آلامتو تحت عنوان متن روضه و نوحه حضرت ام کلثوم از مداحان معروف + بهترین اشعار مورد توجه شما قرار گرفته باشد و در صورت تمایل آن را با سایر دوستان دیگر خود نیز به اشتراک بگذارید.