محمدرضا مرسلی (اکبری)، بلاگر و اینفلوئنسر ایرانی، با موهای فرفری، نوع پوشش، طرز صحبت، لایف استایل و خودورهای خاصی که سوار می شود، بسیار معروف شده است.
شغل اصلی او بلاگری در اینستاگرام است و از طریق تبلیغات کسب درآمد می کند. او قبلاً در یوتیوب نیز فعالیت مستمری داشت اما اکنون تمرکزش بر روی اینستاگرام است.
محمدرضا مرسلی کیست؟ ویکی پدیا
زندگینامه Mohammad Reza Morsaly بلاگر و اینفلوئنسر
محمدرضا اکبری (مرسلی) در 28 مهر 1378 در تهران در یک خانواده با وضعیت مالی متوسط به دنیا آمد. او یک برادر 4 سال کوچکتر از خود بنام مهرشاد و یک برادر 15 سال کوچکتر از خود بنام امیرعلی دارد.
نام خانوادگی اصلی مرسلی، اکبری است اما او مرسلی را به عنوان فامیلی دوم خود (فامیلی مادرش) انتخاب کرده زیرا هم تلفظ بهتر و راحتی دارد و هم معنی قشنگی می دهد.
باید بدانید که او تا دوره راهنمایی درس خوانده چون پدرش با ادامه تحصیلش مخالف بود و خودش معتقد است که اگر درس می خواند، در هر رشته ای موفق می شد.
زندگی شخصی و دوست دختر مرسلی
بر اساس یافته های ایران بیوگرافی، مرسلی قبلاً رابطه عاشقانه (به قصد ازدواج) با دختری بنام عسل دارستانی داشت اما بنابه دلایل نامعلوم از او جدا شد و بعداً در شبکه های اجتماعی، مردم راجع به دوستیش با دیانا رحیمی صحبت کردند.
مرسلی می گوید که در حال حاضر وقت ندارد وارد یک رابطه واقعی شود و از عبارت “دوست دختر خیالی” استفاده می کند زیرا می خواهد در دوران طلایی سنش بیشتر روی خود و هدف هایش کار کند. محمدرضا با اینکه در بلایند دیت شرکت کرده اما مخالف حضور در برنامه های بلایند دیت بلاگرها است زیرا آنها را فیک و یک انتخاب چشم بسته می داند.
مرسلی در سن 22 سالگی یک شکست عشقی بد را تجربه کرده که بر اعتمادبنفس بسیار بالای او تأثیر گذاشت و باعث شد همواره احساس کمبود کند. در مقابل، یک رابطه دیگر در زندگی او سکوی پرتابش بوده و در آن هیچ جنگ، دعوا، خیانت و دروغی وجود نداشته است. متأسفانه او بعدها به این رابطه نیز پایان داد.
در یکی از روابط قبلی اش، دوست صمیمی پارتنرش که در ظاهر به آنها مشاوره می داد، در نهایت باعث جدایی شان شد و خودش با آن دختر وارد رابطه شد؛ به همین دلیل محمدرضا حالا به شدت با جاست فرند مخالف است.
او معتقد است پسرها در اولین رابطه (برای او بین 15 تا 18 سالگی)، برای نگه داشتن طرف مقابل خیلی دست و پا می زنند و هر خطایی را می بخشند اما هر چه سن بالاتر می رود، راحت تر آدم ها را کنار می گذارند.
از شروع بلاگری تا معروف شدن
قبل اینکه مرسلی بلاگر شود، او دوست بلاگر (پسر) خود را که ماشین نداشته، به لوکیشن های فیلمبرداری میرسانده و با تیم سازنده دوست می شود و آنها از او می خواهند جلوی دوربین بیاید. آنها اکثراً به بوستان های پارک های مختلف تهران مانند نهج البلاغه می رفتند!
قضیه آنجایی جالب می شود که فامیل و دوستانش وقتی او را در ویدیوهای دیگران دیدند، خوششان آمد و حتی این تجربه برای خودش نیز جالب بود و وایب خوبی داد و در نهایت تصمیم گرفت ادامه دهد.
اولین محتوای موفقش مربوط به چالش «گل یا پول» در میدان تجریش بود که سمت مردم میرفت میگفت: عشق یا پول؟ این چالش شامل پیشنهاد یک شاخه گل یا 50 هزار تومان پول نقد به مردم بود.
ویدیوی او پس از انتخاب گل توسط یک پیرزن نیازمند که گفت: “مادر پوله میاد و میره، عشقه که موندگاره”، بسیار وایرال شد و توانست حدود 5 میلیون بازدید (ویو میلیونی) بگیرد که با شرایط آن زمان واقعاً عجیب بود.
در ابتدا، کامنت های بد، هیت و فحش زیادی میگرفت اما چون ذاتاً آدم بیخیالی بود و معتقد است هیچ چیز (مانند حرف مردم) در این دنیا موندگار نیست و ارزش ناراحتی ندارد، این مسائل برایش اهمیتی چندانی نداشت و اذیتش نمی کرد. او از همان اوایل کار دوست داشت محبوب باشد تا معروف!
دیدگاه مرسلی به تولید محتوا و ارتباط با مخاطب
مرسلی بر این باور است که دلیل وایرال شدن خرید بکلینک ویدئوهایش به دلیل حقیقت و حرف دلی است که می گوید چون خیلی ها درونگرا هستند و نمی توانند حرف دلشان را بزنند و او بلنگوی آنهاست!
جالب است بدانید که محمدرضا محتوایش را از زندگی شخصی خود الهام می گیرد، از شکست عشقی، تصادف، شکست از رفیق و مشکلات خانوادگی! و تأکید می کند که نمی خواهد در ویدیوهایش رویا فروشی کند.
بیزینس، لایف استایل و ویژن
او در روزهایی که می خواهد کار کند، صبح به شرکت شوهرخاله اش می رود، صبحانه میخورد، حساب و کتاب می کند و از طریق ارتباطاتی که دارد، یکسری معاملات انجام می دهد… ولی حقوق بگیر آنجا نیست.
محمدرضا مهاجرت را قسمتی از زندگی اش می داند و احساس می کند جزوی از سرنوشتش است. او می خواهد در آینده فرزندانش در فضایی بزرگ شوند که در آن موفقیت با تحصیل و کار تضمین شده باشد زیرا به نظر او ایران حالتی بین رسیدن و نرسیدن دارد. در حالی که در کشورهای دیگر، برنامه ریزی به گونه ای است که با تحصیل و کار می توان به موفقیت دست یافت.
او مثال می زند که پسرخاله اش در ایران دکتر است اما حقوق عادی و یک زندگی معمولی دارد، در حالی که پسرعمویش با همین شغل در آلمان همه چیز دارد.
مرسلی از شدت جاه طلبی افراد موفقی مانند مانی خوشبین کلکسیونر خودرو (که مهاجرت کرده و از صفر در کار املاک موفق شده) را الگوی خود قرار داده و بخشی از روتین روزمره او شامل رفتن به باشگاه و غذا درست کردن است و گاهی اوقات در لایو آشپزی، صبحانه و ناهار خود را آماده می کند.
پس از باشگاه، او وقت خود را با دوستانش می گذراند، به کافه می رود، قهوه می خورد، و بازی می کند و همچنین فیلم می بیند.
در کل بزرگترین هدفش این است که تریبونش آنقدر قوی شود تا بتواند علیه مصرف مواد مخدر و رفتارهای مضری که جوانان فکر می کنند بی ضررند، صحبت کند. او می خواهد فالوورها و برادرانش زندگی سالم را از او بیاموزند.
سخت ترین جنبه بلاگر بودن برای محمدرضا، از دست دادن آزادی عمومی است. او نمی تواند به راحتی در فضاهای عمومی حضور یابد، یا حتی برای عقد قرارداد کاری با یک خانم به کافه برود، چراکه مردم قضاوت می کنند یا برخورد طلبکارانه دارند.
راه های ارتباطی
اینستاگرام : morsalyyy و morsaly.ads
یوتیوب : Morsalyy
کانال تلگرام : chanel_1morsaly
شماره تماس : 09388288691