خانه » آخرین مطالب » داستان های مدیریتی » ۲ افسانه و ۱۰ اسطوره ، در کارآفرینی

۲ افسانه و ۱۰ اسطوره ، در کارآفرینی

 هنگام شنیدن واژه کارآفرینی (ارزش آفرینی) فکر اکثر افراد متوجه اداره یک سازمان، شرکت، موسسه و نظایر آن می‌گردد،‌ درحالی که امروزه در علوم انسانی از کارآفرینی (ارزش آفرینی) به عنوان یک مفهوم انعطاف‌پذیر یاد می‌شود که می‌تواند در گوشه‌های مختلف زندگانی کارایی خود را آشکار سازد.

کارآفرینی (ارزش آفرینی) از سطح کاملاً فردی آغاز و تا سطوح کلان اجتماعی، خود را نشان می‌دهد. هر انسانی نیازمند اعمال مدیریت به برنامه زندگی خود در زمینه‌های شغلی، تحصیلی، اقتصادی و عاطفی می‌باشد.در این‌باره در متون تازه کارآفرینی (ارزش آفرینی) بر بیان شرح چگونگی حرکت این افراد تاکید شده و آورده‌اند که انگیزه افراد با شنیدن سرگذشت پررنج افراد موفق بسیار افزایش می‌یابد.


بر اساس این نوشته نخست به بیان سرگذشت دو کارآفرین برتر آسیایی می‌پردازیم و سپس ۱۰ اسطوره رایج نادرست را بیان می‌کنیم .

 

برای مطالعه کامل متن روی ” ادامه مطلب ” کلیک کنید :

 




هنگام شنیدن واژه کارآفرینی (ارزش آفرینی) فکر اکثر افراد متوجه اداره یک سازمان، شرکت، موسسه و نظایر آن می‌گردد،‌ درحالی که امروزه در علوم انسانی از کارآفرینی (ارزش آفرینی) به عنوان یک مفهوم انعطاف‌پذیر یاد می‌شود که می‌تواند در گوشه‌های مختلف زندگانی کارایی خود را آشکار سازد.


کارآفرینی (ارزش آفرینی) از سطح کاملاً فردی آغاز و تا سطوح کلان اجتماعی، خود را نشان می‌دهد. هر انسانی نیازمند اعمال مدیریت به برنامه زندگی خود در زمینه‌های شغلی، تحصیلی، اقتصادی و عاطفی می‌باشد.در این‌باره در متون تازه کارآفرینی (ارزش آفرینی) بر بیان شرح چگونگی حرکت این افراد تاکید شده و آورده‌اند که انگیزه افراد با شنیدن سرگذشت پررنج افراد موفق بسیار افزایش می‌یابد.


بر اساس این نوشته نخست به بیان سرگذشت دو کارآفرین برتر آسیایی می‌پردازیم و سپس ۱۰ اسطوره رایج نادرست را بیان می‌کنیم .

 



۱) «یک افسانه فیلیپینی»


«آقای لنگ»،صاحب و مدیر صنایع چوبی pde.los در سال ۱۳۴۱ تصمیم گرفت به علت کافی نبودن حقوق از شغل قبلی خود کناره بگیرد و سپس این موسسه روستایی را تاسیس کرد.


او در یک خانواده روستایی متولد شد و در ۳ سالگی در اثر ابتلا به بیماری، نیمه فلج شد. او با چوب زیربغل راه می‌رفت. با داشتن یک خانواده فقیر، خیلی زود متوجه شد که برای دستیابی به یک زندگی خوب باید سخت کار کرد. پس از اتمام مدرسه ابتدایی، به منظور تامین مخارج خانواده ترک تحصیل کرد. پیدا کردن شغل مشکل بود و به‌خاطر ناتوانی جسمی و داشتن تحصیلات ابتدایی تنها توانست مشاغل غیرمعمول و کوتاه‌مدت بیابد.


در سال ۱۳۲۶ به عنوان باغبان یک خانواده ثروتمند در مانیل مشغول به کار شد و سپس به کار صنایع چوبی روی آورد. او این شغل را دوست داشت و می‌دانست که این دست‌ها برای کشت گیاهان و گل‌ها ساخته نشده‌اند.


پس از ۳ سال بدون هیچ نوع ترفیعی شغل خود را ترک کرد و در یک کارخانه کابینت‌سازی مشغول به کار شد و به این ترتیب توانست دانش پردازش چوب را فرا گیرد و سال بعد به عنوان دفتردار، در یک شرکت شروع به کار کند. اما او به دنبال کاری بود که از مهارت و دانش فنی خود در آن استفاده کند. در سال ۱۳۳۹ به استخدام صنایع چوبی شرکتی درآمد و مدیریت تولید و فروش را برعهده گرفت.او به عنوان مدیر تولید، در ارتباط نزدیک با سازه‌های چوبی دکوری و ابزار خرده با طرح‌های جالب بود همزمان جوانب بازاریابی کار را نیز آموخت. برای اولین‌بار در طی سال‌ها، او احساس رضایت می‌کرد او به‌خاطر مشکلات موجود با مدیریت مجبور به ترک شغل خود شد.این موجب تشویق او برای برپایی شرکت مستقل خود شد.در ابتدا ایده‌های خوبی داشت و با تشویق یکی از مشتریان که قول داده بود مشتری عمده محصولات او باشد، این ایده‌ها را جامه عمل پوشاند.سپس تصمیم بزرگی گرفت، تصمیمی که موجب تغییرات کلی در زندگی او شد او تصمیم گرفت موسسه صنایع چوبی خود را تاسیس کند. او می‌دانست که به این ترتیب اجازه تصمیم‌گیری و ابتکار در کار را خواهد داشت.


موسسه آقای لنگ


با قرض کردن ۲۵۰ پزو از برادرش یک اره‌دستی و لوازم آن را خریداری و خانه کوچکی اجاره کرد و به‌خاطر کافی نبودن سرمایه برای خرید مواد اولیه، ضایعات دیگر موسسات صنایع چوبی را خریداری کرد به این ترتیب «صنایع چوبی لنگ» شروع به کار کرد.


در ابتدا تولیدات او کاسه و بشقاب چوبی بودند. با فروش خوب محصولاتش، تشویق به ساخت چیزهای دیگر شد و آنها را به بازار معرفی کرد. عصاهای چوبی، حلقه‌های دستمال سفره، اشیای مذهبی و حیوانات اهلی از جمله محصولات او بودند.به زودی کیفیت کالاهای او شهره عام شد و میزان تقاضا افزایش یافت.او متقاعد شد که در تجارت مناسبی شروع به فعالیت کرده است.


از آنجا که میزان تقاضا بیش از ظرفیت تولید بود، او تصمیم به توسعه کارگاه خود گرفت با استفاده از درآمد حاصل از فروش اول و یک وام دو هزار پزویی به محوطه ۳۰۰ متر مربعی نقل مکان کرد و با بقیه سرمایه نیز ماشین‌آلات و ابزار و مواد لازم برای ساخت کوره را خرید و هشت کارگر نیز استخدام کرد. (البته او همه این کارها را براساس تحقیقات بازاریابی انجام داد) او برای تبلیغ محصولات خود هزینه‌ای صرف نمی‌کرد زیرا مشتریان راضی که دوستان خود را به کارخانه می‌آوردند، کار تبلیغ را انجام می‌دادند. هر از چندی محصولات خود را به عنوان جایزه برای مسابقات آواز معلولان به رادیو می‌فرستاد. در نمایشگاه‌های بازرگانی محصولات خود را به عنوان هدیه به بازدیدکنندگان رسمی و تجار خارجی اهدا می‌کرد. به همین خاطر محصولات او در بین مشتریان خارجی معروفیت بیشتری داشت.


با نظارت دقیق بر تمایلات بازار، او به محصولات خود بهبود و ابتکار می‌بخشید و همواره محصولات جدید و روش‌های جدید بهبود را آزمایش می‌کرد.


یک مسابقه شغلی ارزشمند

دو دهه کارآفرینی، نه تنها پاداش‌های مالی برای او دربرداشته بلکه احساسی به او داده است که نمی‌توان بر آن قیمتی گذاشت.علاوه بر ارضای خلاقیت و بهره اقتصادی موفق به ایجاد موقعیت‌های کاری برای خانواده‌های زیادی در حوالی کارخانه خود شده است. دستاوردهای کارآفرینی او نه تنها به وسیله خانواده، دوستان و مشتریان همیشگی‌اش مورد قدردانی قرار گرفته‌اند بلکه انجمن‌های محلی و سازمان‌های دولتی نیز آنها را شناسایی کرده‌اند.تا امروز او صنایع چوبی خود را به تنهایی اداره کرده است. او سخت‌تر از همیشه کار می‌کند و با خطرات مواجه شده و با آنها مبارزه می‌کند و با اعتماد به نفس و جرأت به کارآفرینی (ارزش آفرینی) ادامه می‌دهد

 



۲) «یک افسانه ژاپنی»


ماتسو شیتا، موسس و مدیر شرکت ناسیونال، شغل اصلی خود را از ۲۳ سالگی آغاز کرد.


در طول ۱۳ سال اول ابتدا به عنوان شاگرد ـ کارگر ساده ـ و سپس به عنوان برق کار مشغول به کار شد.


پس از مدتی با همکاری همسرش در حومه شهر اوزاکا یک کارگاه کوچک راه‌اندازی کرد، این وضعیت چنان ناپایدار بود که احتمال ورشکستگی هر لحظه آنها را تهدید می‌کرد. جالب است که آنها برای شروع کار فاقد هرگونه منبعی برای دریافت کمک مالی بودند.


علاوه بر آن در اغلب اوقات ماتسو شیتا در بستر بیماری بود. در مجموع شرایط به‌گونه‌ای بود که آنها آماده بودند در صورتی که با شکست شغلی روبه‌رو شوند، به عنوان یک فروشنده دوره‌گرد ماکارونی مشغول کار شوند، چون از طبقه کارگر محسوب می‌شدند پیش‌گرفتن شغلی جدید، شکستی برایشان تلقی نمی‌شد و در صورتی که راهی جز این برایشان باقی نمی‌ماند، تصمیم داشتند بهترین دوره‌گرد در سراسر کشور باشند. خوشبختانه چنین اتفاقی رخ نداد و تجارت آنها رونق گرفت و ریشه کرد، به نحوی که پس از گذشت سالیان متمادی به یکی از شرکت‌های عمده ژاپنی تبدیل شدند.


با وجود شرایط نامناسب جسمی ماتسوشیتا برای موفقیت تلاش بسیار کرد. همچنین آنها از نعمت کارگران لایق، تولیدات مرغوب و تحقیقات بازاریابی بهره‌مند بودند. لیکن هیچیک از این عوامل را به تنهایی دلیل اصلی موفقیت قلمداد نمی‌کردند.


مهم‌تر از همه، آنها می‌توانستند خود را در دوران جوانی با وجود خطرهایی که تهدیدشان می‌کرد در موقعیت مناسبی قرار دهند و هرگز آن را ترک نکنند. به عبارت دیگر در یک ماجراجویی مبهم درگیر شده بودند بدون آنکه بدانند به کجا می‌روند. در تمامی این مراحل تنها تامین معیشت خانوادگی مدنظرشان نبود و در تصمیم‌گیری‌هایشان نیز عاملی محسوب نمی‌شد اما آنها می‌دانستند که تمایلی به راه‌اندازی یک شرکت تجاری باثبات دارند و مصمم بودند که به هیچ‌وجه اشتباهات پدرشان که ثروت خانوادگی‌شان را با سفته بازی به هدر داده بود، تکرار نکنند.او به‌خاطر دارد که حتی قبل از پایان کلاس چهارم ابتدایی در سن ۹ سالگی ناگزیر به ترک مدرسه و رفتن به شهر اوزاکا شد تا شاگردی کند، با وجود تمامی این مشکلات خود را مدیون پدرش می‌داند که به او اصرار کرد که تولید را پیشه کند.وقتی در سن ۲۳ سالگی تصمیم گرفت تولید لوازم برقی را آغاز کند، در حال آزمایش شانس خود بود. او در حقیقت به دنبال فرصتی برای آزمودن توانایی‌هایش بود تا اینکه بتواند آنچه را که داشت در بوته آزمایش قرار دهد و به‌تدریج به این باور رسید که ماموریت دارد برای رشد و تعالی چنان کوشش کند که برای خانواده و جامعه خود منشأ آثاری مثبت باشد و در نعمت‌های زندگی آنان سهیم گردد. او قصد داشت دین خود را به اعتلای جامعه خود ادا کند.ثروت، شخصیت و موقعیت اجتماعی ملاک موفقیت نیستند و نمی‌بایست به عنوان هدف نهایی مدنظر قرار گیرند، بلکه آنها به‌طور طبیعی نتیجه یا محصول فرعی تلاش شخصی برای نیل به اهداف خود و جامعه هستند. این اهداف ممکن است ثمره تلاش در زندگی بوده و این امکان نیز وجود دارد که هرگز به‌دست نیایند. او اغلب از خود می‌پرسید چند نفر از جمعیت ۵ میلیاردی کره زمین موفق به یافتن جایگاه واقعی خود در جامعه شده‌اند. موقعیتی که کاملا درخور آنها بوده و در حد توان آنها باشد. حدود ۲۰ سال پیش روزی خبرنگار جوانی در مورد رموز موفقیت آنها در مورد تجارت سوالی از وی پرسید. طبق معمول نتوانست به او پاسخ دهد، کمی فکر کرد و سپس در پاسخ به آن سوال از جوان پرسید: شما در برابر باران و توفان شدید چه واکنشی نشان می‌دهید؟


خبرنگار پس از مکثی پاسخ داد: من به یک چتر پناه می‌برم، این همان پاسخ ماتسوشیتا به جوان خبرنگار بود.


او اطمینان داشت چنانچه بر عقل سلیم متکی باشیم، همواره پیروز خواهیم شد.فکر می‌کنم این توصیه در مورد مدیریت زندگی خصوصی نیز صادق باشد. هرچند اجرای این برنامه همواره به سادگی صورت نمی‌گیرد.

 



«اسطوره‌های کارآفرینی (ارزش‌آفرینی


با گذشت سال‌ها اسطوره‌های فراوانی درباره کارآفرینی پدید آمده است. این اسطوره‌ها نتیجه فقدان پژوهش درباره کارآفرینی‌اند. همان‌طور که بسیاری از پژوهشگران متذکر شده‌اند،‌ مطالعه کارآفرینی هنوز در حال انجام است و از این رو، عامه مردم همچنان به آنها باور خواهند داشت تا اینکه یافته‌های پژوهشی معاصر بر آنها خط بطلان بکشد.۱۰ مورد از مهم‌ترین اسطوره‌ها را با قدری توضیح در رد هر کدام در زیر خواهیم آورد:

 



ـ اسطوره ۱:

ـ کارآفرین اهل عمل است نه اهل اندیشه

گرچه این نکته که کارآفرین میل به عمل‌کردن دارد صحت دارد، آنها اهل تفکر نیز هستند. در حقیقت، آنها غالبا افرادی بسیار روشمند‌ هستند که حرکات خود را به دقت طرح‌ریزی می‌کنند. امروزه تاکید بر ایجاد طرح‌های تجاری روشن و کامل شاخصی است که نشان می‌دهد کارآفرینان اندیشمند به اندازه کارآفرینان «عمل کننده» اهمیت دارند.

 


ـ اسطوره ۲:

– کارآفرینی ذاتی است نه اکتسابی

این ایده که خصوصیات کارآفرینی را نمی‌توان تعلیم داد یا تعلم نمود یا اینکه آنها جزو صفات ذاتی و مادرزادی‌اند، مدت‌هاست که جا افتاده.این صفات عبارتند از پرخاشگری، ارائه راهکارها، نیروی پیشرانه، اشتیاق در ریسک‌کردن، توانایی تحلیل و مهارت در برقراری روابط انسانی.ولی امروزه، شناخت کارآفرینی به عنوان یک علم به رد این اسطوره کمک کرده است. کارآفرینی همچون کلیه علوم دیگر دارای مدل‌ها، فرآیند‌ها و موارد مطالعاتی است که مطالعه و بررسی در خصوص این مبحث را میسر می‌سازد.

 



ـ اسطوره ۳:

ـ کارآفرینان همیشه مبتکران جامعه هستند

این عقیده که کارآفرینان مبتکر هستند، نتیجه درک غلط و کوته‌بینی است. گرچه بسیاری از مخترعان کارآفرین نیز هستند، کارآفرینان متعددی انواع فعالیت‌های نوآورانه را انجام می‌دهند. برای مثال، «رای کداک» امتیاز فروش غذای حاضری را ابداع نکرد ولی عقاید خلاقانه وی، مک‌دونالد را بزرگ‌ترین شرکت غذای حاضری در سراسر دنیا ساخت.برداشت معاصر از کارآفرینی چیزی بیش از خلاقیت و نوآوری را در برمی‌گیرد. چنین برداشتی نیازمند درک کامل از رفتار خلاقانه در تمام اشکالش است.

 



ـ اسطوره ۴:

ـ کارآفرینان وصله‌های ناجور علمی و اجتماعی می‌باشند

این باور که کارآفرینان بی‌لیاقتان دانشگاهی و اجتماعی‌اند، بر اثر مشاهده برخی از صاحبان مشاغل است که پس از اخراج از محل تحصیل شرکت‌های موفقی را تاسیس کرده‌اند، به‌وجود آمده است که این‌چنین نیست و عمومیت ندارد.

 



ـ اسطوره ۵ :

ـ کارآفرینان باید ویژگی‌های خاص یک کارآفرین را دارا باشند

بسیاری از کتاب‌ها، فهرست بلندبالایی از خصوصیات کارآفرینان موفق را ارائه می‌کنند. این قبیل لیست‌ها نه تایید شده‌اند و نه کامل. آنها مبتنی بر مطالعات موردی و پژوهش‌های صورت‌گرفته در میان افراد موفق هستند.


امروزه به این مطلب پی برده‌ایم که تدوین یک شرح حال استاندارد برای کارآفرین امروز دشوار است.

 


ـ اسطوره ۶:

– تمام نیاز کارآفرینان، پول است

این یک حقیقت است که اقدام به یک کار مخاطره‌آمیز برای بقا احتیاج به سرمایه دارد: این امر نیز درست است که تعداد بسیار زیادی از شکست‌های شغلی بر اثر فقدان پشتیبانی مالی مناسب رخ می‌دهد اما داشتن پول، تنها محافظ در برابر شکست نمی‌باشد. غالبا ناکامی بر اثر فقدان تامین مالی مناسب نشانگر سایر مشکلات بدین شرح است: عدم صلاحیت مدیران، فقدان درک مسائل مالی، طرح‌ریزی ضعیف و نظیر آن.

 



ـ اسطوره ۷:

– تمام نیاز کارآفرینان، خوش‌شانسی است

همیشه بودن بهنگام، در جایی که باید یک امتیاز است اما اینکه خوش‌اقبالی هنگامی اتفاق می‌افتد که فرصت با آمادگی همراه شود نیز یک ضرب‌المثل مناسب است. کارآفرینان آماده‌ای که در پی فرصت‌ها هستند، در هنگام روبه‌رو نشدن با آنها غالبا خوش‌شانس به‌نظر می‌آیند. در حقیقت آنها برای درگیر‌شدن با موقعیت‌ها و تبدیل آنها به موفقیت از آمادگی بیشتری برخوردار می‌باشند. آنچه که حقیقتا باعث می‌شود یک فرد خوش‌شانس به‌نظر برسد، عبارت است از آمادگی، عزم راسخ، آمال و آرزو، دانش و خلاقیت.

 


ـ اسطوره ۸:

ـ برای کارآفرینان بی‌اطلاعی نعمتی است

این اسطوره که طرح‌ریزی و ارزیابی بیش از حد منجر به یکسری مشکلات دائم می‌شود ـ یعنی تحلیل مفرط به فلج‌شدن منتهی می‌گردد ـ در بازارهای رقابتی امروز که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و آمادگی می‌باشد، جایی ندارد. فاکتورهای کلیدی برای موفقیت کارآفرینی عبارتند از شناسایی نقاط ضعف و قوت عمل مخاطره‌آمیز، تدوین یک برنامه زمانبندی شده با در نظر گرفتن احتمال حل مشکلات و به حداقل رساندن این مشکلات از طریق تنظیم یک راهبرد دقیق . بنابراین طرح‌ریزی دقیق ـ و نه بی‌اطلاعی از آن ـ علامتی از موفقیت یک کارآفرین است.

 



ـ اسطوره ۹:

ـ کارآفرینان در جست‌وجوی موفقیت، شکست‌های زیادی را تجربه می‌کنند

این واقعیت است که بسیاری از کارآفرینان قبل از آنکه موفق شوند از شکست‌هایی رنج می‌برند. آنها از این ضرب‌المثل پیروی می‌کنند که «اگر در اولین بار موفق نشدی، دوباره و دوباره سعی کن.» در حقیقت ناکامی، می‌تواند درس‌های زیادی به آنان که دوست دارند، بیاموزند و غالبا آنها را به موفقیت‌های آتی رهنمون سازد.

 



ـ اسطوره ۱۰:

ـ کار آفرینان حد نهایی خطرپذیری‌اند

مفهوم ریسک بخش عمده‌ای از فرآیند کارآفرینی است.بنابراین نگرش عمومی اکثر کارآفرینان از ریسک تحریف شده است.علی‌رغم اینکه ممکن است چنین به‌نظر آید که یک کارآفرین در حال ریسک‌کردن با یک شانس وحشتناک است، حقیقت این است که معمولاً کارآفرین بر اساس یک ریسک معقول یا حساب‌ شده عمل می‌کند. کارآفرینان موفق، به‌وسیله برنامه‌ریزی و آمادگی تلاش می‌کند تا به ‌منظور کنترل بهتر سرنوشت خودشان میزان ریسک موجود را به حداقل برسانند.

این ۱۰ اسطوره، ارائه گردید تا زمینه‌ای برای تفکر جاری معاصر در خصوص کارآفرینی فراهم آورد، امید که جوانان جویای نام ایرانی در این راه اندیشمندانه‌تر بیندیشند.

 


منابع: روزنامه تهران امروز 

همچنین ببینید

دلیل جالب بیل گیتس برای شستن ظرف‌ها

بنیانگذار مایکروسافت، بیل گیتس، یکی از ثروتمندترین افراد جهان است ولی این بدان معنا نیست ...

یک دیدگاه

  1. خوب بود .می تونم عضو بشم ؟


    سلام
    عضو چی بشین ؟
    اگه منظورتون عضویت درخبرنامه است .. از طریق منوی سمت چپ می تونید ایمیل خودتون رو ثبت کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

انتخاب شکلک ها !!!

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette


کدبازان>