سرخط خبرها
خانه » آخرین مطالب » نکات جالب و آموزنده » چند نکته‌ی کسب‌ و کاری از روسری آبی

چند نکته‌ی کسب‌ و کاری از روسری آبی

روسری آبیروسری آبی پنجمین اثر سینمایی رخشان بنی‌اعتماد و محصول سال ۱۳۷۳ است. در خلاصه‌ی داستان فیلم می‌خوانیم که رسول رحمانی (با بازی عزت‌الله انتظامی) مالک یک مزرعه‌ی گوجه‌فرنگی و یک کارخانه‌ی تولید رب گوجه‌فرنگی است. او که همسرش را از دست داده است، تنها زندگی می‌کند و این حس تنهایی برای او بسیار آزاردهنده است. یکی از کارگران مزرعه‌ی او نوبر کردانی (با بازی فاطمه معتمدآریا) است که سرپرستی خانواده‌اش را به عهده دارد. رحمانی که اوضاع نابسامان زندگی نوبر را می‌بیند، تصمیم می‌گیرد برای کمک به او کاری کند که مقدمات ازدواج او فراهم شود ولی نوبر حاضر نیست با افرادی که پیشنهاد می‌شوند، ازدواج کند. رحمانی به تدریج حس می‌کند نوبر فردی است که می‌تواند تنهایی او را پر کند و به همین دلیل دور از چشم فرزندانش با او ازدواج می‌کند. این ازدواج اما مقدمات مشکلات و دردسرهایی برای او می‌شود ولی او در انتها حاضر می‌شود از تمام دارایی خودش بگذرد، تا جایی باشد که واقعاً احساس خوشبختی کند.
چند روز پیش فرصتی شد که بار دیگر این فیلم را ببینم و به نظرم آمد بد نیست چند نکته از آن را با هم مرور کنیم:

۱)    کاسب منصف جنس بد به مشتری نمی‌دهد.
انصاف در معامله و مشتری‌مداری اصولی هستند که کسبه‌ی ما همیشه مدنظر قرار داده‌اند حتی خیلی پیش از آنکه بازاریابی به صورت  علمی نوین چارچوب‌های آنها را مشخص کند. رسول رحمانی در ابتدای فیلم زمانی که می‌بیند کارگران او گوجه‌های گندیده را تبدیل به رب گوجه‌فرنگی می‌کنند، از کوره در می‌رود و به آنها می‌گوید این چه چیزی است که به خورد مردم بیچاره می‌دهید. این نوع نگرش در بازاریان قدیم خیلی به چشم می‌خورد. برای آنها حفظ اعتبار از هر چیزی مهم‌تر بود. بازاریان قدیم به هر قیمتی نمی‌خواستند به مشتری بفروشند زیرا حفظ نام‌شان (آنچه از آن به عنوان برند یاد می‌کنیم) در درجه‌ی اول اهمیت قرار داشت. آنها سود را فدای منافع مشتری می‌کردند زیرا مشتری واقعاً (و نه فقط در حد شعار) برای‌شان ارباب بود.

۲)    به افراد اجازه دهیم خودشان چیزی را به دست آورند.
فرزندان رسول رحمانی از او می‌خواهند که کارخانه‌اش را بفروشد و استراحت کند. پاسخ او به آنها جالب است. رحمانی می‌گوید: «کارخانه ارث پدرم نبوده که برایم مهم نباشد، من برای ساختن آن زحمت کشیده‌ام.» این نکته هم در زندگی شخصی و هم زندگی حرفه‌ای نکته‌ی بسیار مهمی است. در زندگی شخصی و خانوادگی بعضی مواقع بهتر است اجازه دهیم فرزندان‌مان خودشان رسیدن به هدفی را تجربه کنند و بر موانع غلبه کنند زیرا زمانی که فرد خودش زحمت می‌کشد و به چیزی دست پیدا می‌کند، خیلی بیشتر از زمانی که همه‌چیز حاضر و آماده در اختیار او قرار گیرد، قدرش را می‌داند.
اما از زاویه‌ی سازمانی نیز می‌توان این طرز تفکر را تحلیل کرد. برای برخی مدیران مفهوم کارمند همان مفهوم ربات است یعنی فردی که همه‌چیز به او دیکته می‌شود و براساس اطلاعات و توضیحاتی که در اختیارش قرار می‌گیرد، عملکرد استاندارد و ثابتی از او انتظار می‌رود. این ذهنیت برای سازمان‌های دانش-بنیان که سازمان‌های پیشروی آینده خواهند بود، ساخته نشده است. در سازمان‌های دانش-بنیان نیرو در عین حال که از شرح وظایف خود مطلع است، اجازه دارد “فکر کند”. به عبارتی در چنین سازمان‌هایی نیرو “لذت” رسیدن به هدف و موفق شدن را تجربه می‌کند و مطمئناً احساس تعلق‌خاطر بیشتری نسبت به کارش خواهد داشت.

۳)    وقت آن رسیده که قالب‌های فکری‌مان را نسبت به افراد عوض کنیم.
یکی از آفت‌های مدیریت این است که مدیر از زاویه نگاه خودش به کارمندانش نگاه کند و خود را جای آنها نگذارد. این اشتباهی است که دختران رسول رحمانی نسبت به او مرتکب می‌شوند و به گفته‌ی او باعث “بی‌آبرویی‌اش” می‌شوند. استاد انتظامی در یکی از سکانس‌های پایانی فیلم می‌گوید: «خوشبختی اون چیزی نیست که هر کسی از بیرون ببینه. خوشبختی توی دل آدمه. دل که خوش باشه، خوشبختی.» اگر مدیر پاسخ این سؤال را که چه چیز دل کارمندش را خوش می‌کند، پیدا کند، مدیر بسیار موفقی خواهد بود. مدیری که می‌خواهد سازمانی پویا داشته باشد باید خودش را جای کارمندانش بگذارد و ببیند واقعاً چه‌چیزی باعث می‌شود که آنها حس خوشبختی را تجربه کنند.

منبع : روزنوشته های پرویز درگی

همچنین ببینید

​​ده اشتباه در رزومه که شانس استخدام را کم می کند

گوگل در امریکا یکی از محبوب ترین مکان ها برای کار به شمار می رود ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

انتخاب شکلک ها !!!

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette


کدبازان>